خانه > O'GENERAL > پیش به سوی فردای ترسناک

پیش به سوی فردای ترسناک

سال گذشته وزارت دفاع آمریکا به سفارش فرماندهی نیروهای ائتلاف گزارشی ارائه داد که در آن وضعیت مسائل امنیتی جهان تا 25 سال آینده پیش بینی شده بود. یکی از موضوعاتی که در این گزارش به آن پرداخته شده بود بحث جمعیت بود. این نمودار را که از همان گزارش برداشتم  وضعیت ترکیب جمعیتی جهان را بر حسب “توسعه یافته” و “در حال توسعه” بیان کرده است. کل نمودار روند رشد جمعیت از سال 1750 تا 2050 را نشان میدهد، قسمت آبی پر رنگ، آن قسمت از جمعیت مردم دنیاست که در کشورهای در حال توسعه (مثل ایران، ویتنام، برزیل، عربستان، تونس،…) زندگی می کنند، و آبی کم رنگ هم آن دسته از مردم دنیاست که در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته زندگی می کنند.

worldPop

همانطور که کاملاً مشخص است اگر پنجاه سال پیش، حداقل یک چهارم مردم دنیا در کشورهای توسعه یافته زندگی می کردند، این نسبت در سال 2000 به کمتر از یک ششم یا یک هفتم رسیده و درست برخلاف جمعیت کشورهای توسعه یافته که رشدش به خط افقی یا افزایش صفر نزدیک شده، جمعیت کشورهای درحال توسعه شیب تند صعود دارد و این یعنی این نسبت در 40 سال آینده به کمتر از یک دهم خواهد رسید. و باز این یعنی چهار دهه بعد، از هر 10 انسانی که روی کره زمین زندگی می کنند، فقط یک نفر از استاندارد های مطلوب زندگی در یک کشور پیشرفته بهره مند خواهد بود. (تهیه کنندگان این گزارش تاکید دارند که این پیش بینی ها قرار نیست لزوماً درست از آب در بیایند اما به هیچ وجه بی اساس نیستند. خیلی از این برآوردها در سال گذشته فقط برای کسانی قابل قبول بود که به این جمله “پنتاگون همیشه میدونه چی داره میگه” اعتقاد داشتند. اما بحران اقتصادی فعلی که باعث شد قیمت مواد غذایی بالا برود و خیلی از کشورهای ثروتمند به تعهداتشان در قبال کشورهای فقیر عمل نکنند و همین باعث متوقف شدن خیلی از پروژه های چندجانبه توسعه گردد و متعاقباً به جمعیت فقیر و گرسنه جهان اضافه بشود، برای خیلی ها باور پذیر تر شد).

هر چه کوچکتر شدن نسبت توسعه یافته ها به در حال توسعه ها یعنی عمیق تر شدن شکاف طبقاتی بین ساکنین زمین. و البته این شکاف جهانی به داخل کشورها هم رسوخ پیدا می کند. (چون معمولاً طبقات مرفه هر کشوری با طبقات مرفه سایر کشورها ارتباطات خوبی برقرار می کنند، همانطور که وقتی یک سرمایه دار در کانادا مدل جدید پورشه را سفارش میدهد، دو ماه بعد همان مدل را زیر پای یک سرمایه دار اندونزیایی در جاکارتا هم می بینیم. این در حالیست که طبقات فقیر تر ارتباطات کمتری دارند و برای همین است که در شمال یکی از شهرهای کشورِ در حال توسعه ای مثل ایران، مردم فقط سه ماه با سال 2009 فاصله دارند و در پایین همان شهر مردم در 1970 بسر می برند. با این حال پیشرفت تکنولوژی دسترسی به رسانه ها و محصولات فرهنگی را برای طبقات پایین تر فراهم می کند و همین باعث بالا رفتن توقعات مصرفی آنان خواهد شد. طلب بیشتر و کسب کمتر، یعنی احساس فقر و مورد تبعیض قرار گرفتن غلیظ تر).

از طرف دیگر طبق برآوردهای سازمان ملی آمار آمریکا و  همچنین سازمان ملل، جمعیت جهان در پنجاه سال آینده رو به پیر شدن خواهد گذاشت و برآمدگی هرم سنی کشورها به طرف بالا میل پیدا خواهد کرد.. غیر از چند کشور که به خاطر دریافت مهاجر یا دیگر عوامل جمعیتی در حالت نرمال باقی می مانند (مثل آمریکا و مکزیک). و این یعنی کاهش نیروی انسانی جوان و کار آمد.

همانطور که در نمودار نشان داده شده درصد قابل توجهی از جمعیت مردم در حال توسعه را هم هند و چین تشکیل خواهند داد. چینی که جمعیت باسواد و با مهارتش افزایش چشمگیری پیدا کرده و دیگر یک مونتاژ کار سر به زیر باقی نخواهد ماند و درصد زیادی از تولیدات کیفیت بالای جهان را به خودش اختصاص خواهد داد. این یعنی بازار کار برای مردم کشور هایی که در گود رقابت نه طرف چین هستند و نه طرف آمریکا، به شدت سخت و طاقت فرسا خواهد بود.

دو فاکتور تهدید کننده دیگر، آب و خاک هستند. تا 25 سال آینده، طبق نقشه زیر، غیر از اروپا، بیشتر کشورهای دنیا با مشکل آب برخواهند خورد و شاید بیشتر از اینکه به نفت و گاز احتیاج داشته باشند، به آب شیرین محتاج خواهند بود. از طرف دیگر مدیریت ناصحیح باعث میشود خیلی از کشورهای تولید کننده مواد غذایی که امروز با کشاورزی امرار معاش می کنند یا حداقل نیازهای غذایی خودشان را تامین می کنند، به علت فرسایش خاک با کمبود شدید تولید مواجه بشوند. (که ایران رتبه اول بیابان زایی یا از دست دادن خاک مرغوب در دنیا را داراست. یعنی جنگل ها و مراتعش را از دست داده و به جایش شوره زار تحویل گرفته) و این یعنی رخ دادن متعدد بحران های غذایی و فشار بیشتر بر کشورهای فقیر.

worldWater

همه این ها باعث میشود تا همان نه دهم جمعیت که قرار است جزء کشورهای در حال توسعه باشند هم، فقر، بیکاری و تبعض شدید را تجربه کنند. بنابراین اگر بخواهیم وضعیت مردم پنجاه سال آینده دنیا را روی یک دایره نشان بدهیم، این دایره، مرکزی کوچک و متراکم خواهد داشت از شهروندان مرفه و قدرت های ثروتمند که انبوهی حیرت انگیز از آدم های “گرسنه” و “متنفر” دورش را احاطه کرده است. در چنین محیطی، خشونت، بارز ترین عارضه ای است که در افسار گسیخته ترین حالتش تجربه خواهد شد.

به همه این ها، افزایش مصرف و به تبعش افزایش وابستگی جهان به حامل های انرژی که در منطقه خلیج فارس موجود است و طبق پیش بینی ها حالا حالاها قرار نیست کفگیرش به ته دیگ بخورد و در نتیجه افزایش تنش های امنیتی- نظامی- سیاسی در این حوزه را هم اضافه کنید. در چنین شرایطی، ایران، با آمار محیر العقول مهاجرت بدون بازگشت نخبگان و نیروی آموزش دیده اش، و بی برنامگی سوال برانگیزش در زمینه آب، و روز به روز از دست رفتن خاک حاصلخیزش، و هدر دادن سرمایه های نفتی اش و هزینه نکردن آن ها در زیر ساخت ها، خود را برای ورود به دورانی آماده می کند که در آن کمبود ها، رقبا را بی رحم تر کرده و تعدد باجگیرها دو چندان شده است… فضای تنگاتنگ رقابتی که در آن اگر حرفی هم برای گفتن داشته باشی خود را در منگنه ای می یابی که یک طرفش چینِ مهارت پیدا کرده است و آن طرفش آمریکای هنوز جوان.

و این درست کودک حواسپرتی را به یاد می آورد که بدون اینکه بداند در حال ورود به تونل وحشت است !

Categories: O'GENERAL
  1. اکبری
    نوامبر 1, 2009 در t 6:49 ب.ظ | #1

    نوری زاد : مطلب نویی است . آفرین . راستی مطلب روحانیت را مجددا برایم بفرست .مشکلی در جی میل من پیدا شده و error می زند .

  2. نوامبر 1, 2009 در t 8:30 ب.ظ | #2

    کارمون تمومه! یا اینوری یا نهایتا اونوری!!

  3. نوامبر 1, 2009 در t 11:31 ب.ظ | #3

    همینه که میگن چوایران مباشد تن من مباد . یعنی هر بدبختی که سر ایران بیاد سر ما هم می آد

  4. نوامبر 2, 2009 در t 12:54 ق.ظ | #4

    اِنا! چه خارمادری شد قضیه!
    الان که حساب سرانگشتی میکنم، میبینم من الان اواخر دهه ی هفتادی هستم! دوران سقوط هیپی ها!

  5. نوامبر 2, 2009 در t 2:25 ق.ظ | #5

    این مطلبت با همه ی مطالب قبلیت فرق داشت.اونروز گفتی داری تغییر میکنی امروز مطمئن شدم که چیزی درونت تغییر کرده.مطلب تحیلی خیلی خوبی بود دادا

  6. نوامبر 2, 2009 در t 3:28 ق.ظ | #6

    درود
    متن ار خودت بود ؟ آفرین ! تحلیل و قلمت بهتر شده . فقط با بعضی از نوشته های قبلیت ( همون موقع که می خوندم ) موافق نبودم ، که خودت پی به تحلیل های اشتباهت بردی . مثل انتخابات و …
    ولی نسبت به سنت و رشته ات ، آفرین !

  7. نوامبر 2, 2009 در t 8:08 ق.ظ | #7

    تو مملکت ما 50 سال که سهله کسی 1ماه دیگه شم نمی بینم

  8. نوامبر 2, 2009 در t 4:11 ب.ظ | #8

    قابل تامل بود

  9. نوامبر 3, 2009 در t 12:14 ق.ظ | #9

    اه اه
    خدا رحم کنه
    ظاهرن پوستمون کندست

  10. نوامبر 4, 2009 در t 5:29 ب.ظ | #10

    ما خیلی وقته وارد تونل وحشت شدیم اریک ، فقط قبلا نگفته بودن ته این تونل پرتگاه مرگ و حالا وسط تونل خودمون فهمیدیم !
    برگشتم

  11. نوامبر 5, 2009 در t 11:57 ق.ظ | #11

    رضا لینک من کو ؟! :دی

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.