خانه > Batoom Republic > 10 توصیه به سبزها

10 توصیه به سبزها

green-band

من سبز نیستم، چون زیادی لیبرالیستم.. انقدری که تو ناف آمریکا هم باشم ممکنه بم بگن آرمانگرا. اما لازم دیدم توصیه هایی به شما که سبز هستید و به اندازه من هم لیبرال نیستید بکنم.. چه خوشتون بیاد چه نیاد باید به چیزهایی که میگم توجه کنید:

1- حمله به کلّیت نظام رو بذارید کنار. نه به خاطر اینکه سرنگون کردنش ممکن نیست، قطعاً هست. اما شما نباید این رو هدف خودتون قرار بدید. چون این کلیت، تارعنکبوتی از یک سیستم بروروکرات مرکز گراست که به دست و پای تمام مردم مخوصوصاً طبقه متوسط پیچیده.. هرگونه تهدید اون کلیت، یعنی تهدید طبقه متوسط و این به جای اینکه جناح شما رو مستحکم تر کنه، به مردمی تر کردن سنگر طرف مقابل کمک می کنه.

2- از تشکیل تجمع یا تظاهراتی که منجر به دستگیری و بازداشت بشه پرهیز کنید. و اگر خواستید چنین کاری کنید حتی المقدور مانع شرکت کردن زنان و دختران در اون تجمعات بشید. جنس مونث در این جامعه، علاوه بر همه تحدیدها و تبعیض های که تحمل می کنه، یک حریم و محدوده حفاظت شده به دور خودش داره و تقریباً تمام دختران ما با تجربه همین محدوده امن از حرمت بزرگ شده اند، و وقتی در این جور موارد بازداشت میشن به طور ناگهانی با فرو ریختن اون حرمت ها در مورد خودشون مواجه میشن و این بشون یک شوک روحی- روانی و یا حتی فلسفی وارد می کنه. بعد از تمام شدن دوران حبس هم، به سختی می تونن روحیه خودشون رو بازپروری کنند. علاوه بر این، این ها دیر یا زود مادر خواهند شد، یک پدر متنفر به مراتب کم خطر تر از یک مادر متنفر خواهد بود.

3- اجازه ندین زخم خورده ها نقش رهبر رو برای مبارزاتتون بازی کنند.. کسانی مثل سازگارا، امیر فرشاد، مهاجرانی، بابک داد و امثالهم… زخم خورده ها همیشه به فکر التیام زخم های خودشون هستند. از اطلاعاتشون استفاده کنید اما نذارید لیدر بازی در بیاورند.

4- شعارهای مسخره رو بذارید کنار. اشتباه کردید گفتید نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران. مگر چقدر از درآمد نفتی ایران به لبنان سرازیر میشه؟ مطمئن باشید اگر چیز قابل داری بود تا حالا هزار بار آمریکا و اسراییل رگش را زده بودند. غزه هم که رسماً قرنطینه شده و نظام حتی خبرنگارش هم رو هم نمی تونه بفرسته اونجا، چه برسه مهمات. این چند میلیون دلار کمک به حزب الله کجا و میلیاردها دلاری که داخل مرزهای ایران به هدر میرود کجا؟ شعاری ندهید که ارزشش کمتر از حساسیتش باشد. مرگ بر روسیه هم همینطور.(راستی دقت کردید 60 سال پیش یکدفعه همه به این نتیجه رسیدند که مارکس عجب آدم فهمیده ای بوده و مملکت توده زده شد؟ درست همان موقع محمد رضا قدرت را بدست گرفت و مملکت آمریکایی شد، سی سال بعدش تف انداختیم به صورت آمریکا و دوباره روسیه مدار شدیم، حالا بعد از سی سال دوباره می گیم مرگ بر روسیه… انگار هر سی سال یکبار باید پاچه یکی از این دو کشور را گاز بگیریم.. تامل برانگیزه نه؟) نباید به صرف اینکه از لج چیزی گفته باشید که حرص نظام رو در بیاره شعاری بسازید، چون اگر بنا بر لج بازی باشه همیشه دیکتاتورها دست بالاتر را دارند.

5- شعار مرگ بر، با هر مفعولی که جلوش قرار بگیره رو از لیست شعارهای خودتون حذف کنید. روی علی خامنه ای هم انقدر فوکوس نکنید. قرار باشه معترضین مرگ طلب باشند و بت شکن بازی در بیاورند و به جای مسائل کلیدی، روی شخصیت ها زوم کنند پس این هیاهو، با بچه بازی های انقلابی دهه پنجاه چه فرقی داره؟ پایین کشیدن پوستر خامنه ای، پهن کردنش کف توالت خوابگاه دانشجویی، فحش های روی در و دیوار.. اینها فقط حساسیت زا هستند، و هر دو طرف را از طی کردن راه منطقی برای رسیدن به خواسته ها دور می کنند. خامنه ای هفتاد ساله است، هزار و یک درد و بلا هم روی سرش ریخته.  دیر یا زود دست عزراییل را خواهد فشرد پس انقدر وقت، تمرکز و حواستون رو متوجهش نکنید.

6- رسماً مذهب رو از مبارزاتتون کنار بگذارید. بعد از 13 آبان دیدم تو بالاترین یکی از صانعی و منتظری خواسته بود اگر دوباره قضیه تجاوزها تکرار شوند حکم جهاد بدهند. حکم جهاد؟ این واژه ها که مربوط به سال 56 و اون زمون هاست.. اگه قرار باشه داستان دیانت ما عین سیاست ما و بالعکس رو دوباره پیاده کنیم پس دیگه این همه بلبشو و مبارزه و تحمل سختی برای چیه؟ ترکیب دین و سیاست رو با رزولوشن بالا دارید در صفحه نمایش این نظام می بینید… چی باعث شد فکر کنید ورژن شما خوش رنگ و لعاب تر از آب در میاد؟  تکرار مکررات رو کنار بگذارید و مذهب و مرجعیت و تقلید و آخوند پرستی و این ها رو فراموش کنید. امثال صانعی و منتظری به فکر شما نیستند، این ها هم جزء همان زخم خورده ها هستند، تا وقتی کنار گذاشته شده اند صدای فریادشون آسمون رو کر می کنه، اما اگه پا داد و دوباره به قدرت رسیدند مطمئن باشید طوری صدر اسلام را بیارن جلوی چشتون که حظ کنید.

7- خیلی ها با دیدن ویدئو های ضرب و شتم  وحشیانه مردم توسط مامورین نظام ، چنان به خروش اومدن که یواش یواش در حال صادر کردن مجوز برای شروع انتقام خشونت بار هستند. (مثل جناب داد که فتوای کلید خوردن انقلاب رو صادر کردند) با تمام احترام، اگر قراره با چند صحنه این طوری (حتی اگر فاجعه باشد، که هست) عنان از کف بدهید و پر از تنفر بشوید بیخود کردید که جنبش آزادی خواهانه راه انداختید.. ازادی خواه یعنی ماندلا که یه عمر شکنجه روحی شد اما انتقام نگرفت.. آزادی خواه یعنی لوترکینگ که وقتی زنده زنده خانواده های سیاهپوست رو که اتفاقاً شامل بچه های کوچک هم می شد توی خانه ها آتش میزدند، در برابر اصرار های بی امان دوستان و همفکرانش هرگز حاضر نشد اجازه مبارزه مسلحانه رو صادر کنه و حاضر بود محبوبیتش رو هم خرج این موضعش کنه. آزادی خواهی یعنی این.. یا میتونید این طوری باشید که مبارکتان و مبارکمان.. یا اینکه نمی تونید. و به نظرم اگر دومی صحیح است از همین الان همه چیزو تعطیل کنید. مثل پستان گاو پر از تنفر شدن و مثل گاز نوشابه تمامش را روی سر کس یا کسانی خالی کردن را که قوم وقبیله های وحشی اوگاندا هم بلدند.

8- بیشتر از اینکه کلمات قصار تحویل هم بدهید، تحلیل کنید. جنبش سبز بیشتر به مقاله احتیاج داره تا قیل و قال. اما گول اسم آدم هایی مثل صادق زیبا کلام رو هم نخورید که خودشون رو بهلول زمان فرض کردن، ادای بهلول رو درآوردن به معنی فهمیدن به اندازه بهلول نیست. سوزن این جور روشنفکرها که فکر می کنن یک چیزهایی فهمیدند که به ذهن هگل هم نمی رسید توی همون بحث های کلیشه ای دهه چهل راهروهای دانشگاه تهران گیر کرده. این ها برای اینکه ثابت کنند چیزهای زیادی خوندن، حرف های زیادی میزنن.. اما سوادشون چیز قابل داری نیست. ترم اولی های شهرستانی زیادی هستند که حرف های بهتری برای گفتن دارند. مسحور های و هوی رسانه ای صدا و سیمایی و کیهانی هم نشید.. مثل بچه عقب افتاده ها که از وحشت دیدن بچه گربه سیاه میپرن بغل همیدگه، چرندیات 20:30 رو برای هم تعریف نکنید.. هدف اون ها درست همینه که شما به مزخرفاتشون اهمیت بدید و این طور به نظر برسه که بیش از نیمی از مملکت علیه شماست (چه توقعی دارید؟ این آخوندها در درس تفرقه اندازی شاگرد خوبی برای انگلیس بوده اند). پس بی تفاوت باشید به همه این هیاهوی رسانه ای. تیترهای کیهان و روزنامه های اینچنینی وقتی مهم میشن که بشون نگاهی بیندازید. اخبار رجانیوز وقتی اهمیت پیدا می کنند که لینکش رو همه جا پخش کنید. نگران این نباشید که مدام بنویسند که عقب نشینی کردید. حکومت ها، همیشه و همه جا، شیپورچی هایی داشته و دارند که طرف مقابل را در حال عقب نشینی نشون بدن.

9- بر خلاف تصورتان، احمدی نژاد دلقک نیست. دهن گشادهایی مثل حداد عادل و رحیم پور ازغدی و احمد خاتمی و لاریجانی دلقکند. اگر اینجا الیزابت هم حکومت می کرد، اینها تا کمر برایش خم می شدند. اما محمود ما با همه این ها فرق دارد، نذارید کاریکاتورهای نیکان باعث شه تا این آدم رو دست کم بگیرید. وقتی که در اون روز کذایی شال سبز به گردنش انداخت گفتید رنگ ما رو مصادره کرده.. اما مصادره نبود. دست دراز کردن برای همکاری بود. به نعره های بسیجی طرفدارش توجه نکنید، چون اهمیتی ندارند، خود احمدی نژاد خواستار مساعدت و تعامل با سبزها بود و فکر می کنم هنوز هم هست. همین احمدی نژاد نبود مگه که علناً گفت: “من وقت ندارم برای هر کاری به قم برم و نظر مراجع رو دربارش بپرسم؟” مگه ما همینو نمی خواستیم؟ مگه یکی از اهداف کمرنگ تر کردن نقش روحانیت در تار و پود شاکله سیاسی- اجرایی حکومت نبود؟ مگه همین آدم برای اولین بار در تاریخ چند زن رو برای کابینه معرفی نکرد؟ شما می گین همش ظاهر سازیه. بر فرض که باشه، همین ظواهر خیلی از تابوها رو شکست یا زمینه شکستنشون رو فراهم کرد.. موسوی می تونست یه لولو مثل مشایی رو جلوی ولی فقیه علم کنه؟ کروبی می تونست؟ اگر فقط یک نفر بتونه ولی فقیه رو در حد ملکه انگلیس محدود کنه، اون یک نفر فقط خودِ خودِ همین احمدی نژاده.. اون روز دست کمک به سمت شما دراز کرد تا اینکار رو با قدرت بیشتری انجام بده اما شما بش پشت کردید. من از محمود خوشم نمیاد اما مگه روزولت عاشق چشم ابروی استالین بود که باش سر میز گفتگو نشست؟ هرچه زودتر سقف مطالباتتون رو پایین بیارید و برای تعامل با احمدی نژاد آماده بشید.  یک نفر از بین خودتون که خیلی جوان نباشه، خبرنگار نباشه، دانشجوی علوم سیاسی نباشه، پلی تکنیکی هم نباشه، بفرستید پیش احمدی نژاد تا موضعتون رو براش روشن و آمادگی شما رو برای تعامل باش اعلام کنه.

10- بسیجی ها، برخلاف سابقه و ظاهر پرجوش و خروششون، بیشتر از اینکه خدا رو بندگی کنند، ثبات و آرامش رو می پرستند. پس بشون ثابت کنید قصدتون به هم زدن همه چیز نیست. باید به رسمیت بشناسید آن ها را، تا به رسمیت بشناسند شما را. فقط بشون نشون بدید که توقعاتی دارید که اتفاقاً به ضرر کشور هم نیست.. مثل برچیده شدن روحانی مداری در دستگاه های اجرایی، مثل تصفیه سپاه از اسم ها و رسم ها، و در عوض آسان گیری در جذب نیروی متخصص، مثل کنار گذاشتن رویه گذشته در قبال قدرت های غربی و از این قبیل.. نشون بدید توقعتون از نظام بالاست، نه اینکه قصد نابودیش رو دارید. شاید حتی در بسیاری از این توقعات، بسیج هم با شما به تفاهم رسید، و در اون صورت مطمئن باشید که می تونید پایگاه مردمی بهتری دست و پا کنید.. چون بسیجی ها، نفوذ بهتری در دهک های پایین جامعه دارند، جاهایی که پای فیس بوک و توییتر ما به اونجا باز نمیشه. برای شروع هم یک مانور با بسیجی ها برگزار کنید… یک تظاهرات مشترک. دست در دست هم. این کار باعث میشه تا راه بسیج از راه کیهان و فارس نیوز جدا بشه (جدا هست البته، ولی باید به ظهور برسه). بذارید نیمی از هماهنگ سازی های این مانور رو هم خود بسیجی ها به عهده بگیرند.

نمی گم قصد نصیحت کردن نداشتم، چون دقیقاً همین قصد رو داشتم. چون شما به این نصیحت ها احتیاج دارید. یا تمام این 10 مورد رو آویزه گوش کرده و هر چه زودتر بشون عمل می کنید یا رسیدن به هرگونه توفیقی رو با خودتون به دیار باقی خواهید برد.

(لطفاً این مطلب رو در بالاترین لینک کنید چون خودم نمی تونم باز کنم. می خوام ببینم چند تا منفی تیتر نامناسب و خبر غیر واقعی  و توهین آمیز می گیره)

Categories: Batoom Republic
  1. دلداده ولایت
    نوامبر 16, 2009 در t 2:10 ق.ظ | #1

    سلام
    بنده به عنوان یه بسیجی باید بگم ما مطیع آقاییم، در مورد ولایت با کسی مسامحه نمیکنیم.
    اگه کسی بخواد به آقا یا نظام اسلامی آسیب بزنه تا آخرین قطره خون جلوش ایستاده ایم.

    • نوامبر 16, 2009 در t 10:07 ق.ظ | #2

      شما فقط یه دونه بسیجی هستی. حتی دو تا هم نیستی، چه برسه به اینکه “همه بسیجی ها” باشی.

  2. دلداده ولایت
    نوامبر 16, 2009 در t 8:56 ب.ظ | #3

    شما هنوز بسیجی ها رو نشناختی. تفکر اصیل بسیجی همینه که من در کامنت بالایی بیان کردم.

  3. بنيامين ماشا
    نوامبر 17, 2009 در t 9:10 ب.ظ | #4

    شالوم
    به نظر شما بسيج (حدا اقل افرادي از اعضاش) ريزش داشتن؟؟ -بعد حوادثي مثل كهريزك و كشتار خردادو تيرماه-
    اين ربزش از چي بوده؟ از اينكه ديدن “زنها و دختر هاي محله شون” و همچنين “افرادي كه بهه نوعي شناختي ازشون داشتن” رو دارن تو بازداشتگاه ها و جاهاي ديگه چه كارهائي رو روشون انجام ميدن؟
    از تغيير ديد مردم نسبت به بسيج؟؟ از ترس از خوشنت و انقام مردم؟؟
    من هم با تو هم نظرم كه “بسيجي” توان و پتانسيل برگشت به مردم رو دارن! ولي نه بهطور سازماني! بلكه به صورت “ريزشي”! با شنخاتي ه من از بسيج وبسجيان دارم، “پايگاهاي بسيج” تحت نظارت مستمر هست و نمي تونه يك پايگاه به مردم محلق شه!! (حرف يه انبار اسلحه و مهمات در ميونه!)

    تئوري شما در مورد “عدم خشونت” مقبول هست،ولـي اين خشونت 30 ساله كه هست! و فقط امسال دامنگير مردم عادي و كساني شده كه پيگير سياست هاي ج.ا.ايران نبودن!!
    قبلا به تمامي اقشار زنداني در زندان هم تجاوز بوده،شكنجه در حد مرگ بوده و…همه چيز مثل الان! مگه “نو ايمانان مسيحي” رو گو وگور نركدن به طوري هيچ اثري حتي قبرشون هم پيدا نيست؟؟ با بهائي ها چي؟؟

    در مورد “احمي نژاد” هم..منكه با ديد “گورباچوف” ج.ا.ايران ميبنيم ايشون رو! هنجار شني هائي كه كردن،بي نظير بود! و همچنين گند كاري هاش! باعث شد صورت پشت پرده ي نظام رو ،رو و عيان كنه!! هميشه ميشه باهاش ساخت،فقط نبايد پل ها رو خراب كرد!

    در مورد بازداشت ها هم (مخصوصا بازداشت زنان) “زنان” ايران با اين نوع “حريم” به “حاشيه” رونده شدن! دختر ايراني سوسول بار اومدن! تو حساب كن دختر هاي ايراني رو با دختران مملكت من! (اسرائيل) اينجا دخترا سربازي ميرن! (حتي اگه مايل باشن ،مسلمونا هم مي تونن به اسرائيل خدمت كنن) ولي ايراني ها چي؟؟ فكر كني موتنن اقل كم يه “ژ3″ رو 5 دقيقه به صورت “دست فنگ” نگه دارن؟؟ اين جور بازداشتها دردناكه ولي براي فعال شدن جامعه لازمه!

    بعضي كارها صخته ولي بايد بشه!

برگه‌های دیدگاه
1 2 214
  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.